سه‌شنبه، آذر ۱۵، ۱۳۸۴

مسير

در مسير شيبدار زندگي
با كسالتي مدام مي‌روم
در طنين خنده‌هاي شاد كودكان
سست و بي رمق بسان يك غزال پير
آگه از نهايت مسير
با دو پاي خود به دام مي‌روم

ديگر از شميم روحبخش غنچه ها
از صداي عشقبازي نسيم
با كمند گيسوان بيدهاي رسته در ميان كوچه ها
لذتي نمي‌برم
از طنين ضربه‌هاي موجهاي سهمگين
بر سترگ صخره‌هاي پير
چون گذشته ها ز فرط سرخوشي
پيرهن نمي‌درم

روز من گذشت و روزگار من گذشت
حال، روز و روزگار ديگري است
آنكه بود يار من
در گذر ز شيبهاي راه زندگي
در صعودها، سقوط ها
در فرازها، فرودها
حال، يار ديگري است

در مسير شيبدار زندگي
با كسالتي مدام مي‌روم
در طنين خنده‌هاي شاد كودكان
سست و بي رمق بسان يك غزال پير
آگه از نهايت مسير
با دو پاي خود به دام مي‌روم

هیچ نظری موجود نیست: