شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۴

پس از تاخير

نه به اون روزها كه هر روز دو تا پست مي‌نوشتم، نه به حالا كه از هيجدهم مهر به روز نكردم. فكر ميكنم يه تنبلي به خصوص به همراه احساس لذت بخش عدم تعهد نسبت به وبلاگ باعث اين موضوع ميشه. از طرف ديگه كمبودن تعداد كسايي كه سر ميزنند يا نظر ميذارند آدم رو يه جورايي دلسرد ميكنه. فكر ميكنم اين حس تو بقيه هم مشترك باشه و شايد هم مسري چون دوستاي بلاگستان هم به اين بيماري دچار شدن و دير به دير بروز ميكنند. اون از اهورا كه دنبال پيدا كردن ريشه هاي تفاوتهاي قومي ميگرده اما خبري ازش نيست (البته من خبر دارم ها)، اون هم از حميدرضا كه با وجود جالب بودن مطالبش تو نوشتن خساست (بهتر نيست بگيم نكته بيني بيش از حد؟) به خرج ميده. مريم گلي هم كه بالاخره پس از مدتها مطلب تازه و طبق معمول جالبي از احساسات خودش و خيلي از ما نوشته. خودم هم كه اينجوري. شايد لازم باشه يه مسابقه تو وبلاگستان برگزار كنيم و هر كي بهتر و زودتر بروز كنه، جايزه‌اي مثل چند مگ فضا بگيره نه؟
گذشته از اينا، به نظر مياد كه اوضاع خيلي پيچيده و قاراشميشه. يه عده آدم بي‌تجربه اومدن سركار و دارن با مملكت خاله‌بازي ميكنن! هر قدر هم عقلاي (البته به طور نسبي) قوم سعي ميكنن راه و چاه رو نشون بدن، لجبازي مي‌كنن و ساز خودشون رو مي‌زنند. هر گندي هم كه مي‌زنن يكي ديگه بايد يه جوري سر و تهش رو هم بياره و رفع و رجوعش كنه. از تكذيب مطالبي كه چند خبرنگار ديدن و شنيدن گرفته تا حمله به بقيه كه آره اينا مزدورن و پول گرفتن و ... و خلاصه دست پيش مي‌گيرن كه پس نيفتند. قانون تصويب ميكنند كه نمايش فيلمهايي كه مكاتب غربي رو تبليغ كنه يا برتري فرهنگي غرب رو نشون بده ممنوعه. اونوقت با مزخرفاتي مثل او يك فرشته بود ميخوان با گلادياتور و جنگ ستارگان مقابله كنند. اين وسط آمريكا هم هي موضع عوض ميكنه و بلانسبت گلاب به روتون مثل آدماي شكم روش (اسهال!) گرفته وقتي تنگش ميگيره ميگه با ايران در قضيه عراق ميخوايم مذاكره مستقيم كنيم و وقتي ميره مستراح چشماش باز ميشه ميگه ايران كيلو چند؟ خلاصه كه اوضاع خرابه دودستي كلاهتون رو بچسبيد كه باد نبره. چند تا لينك خوب اين زير معرفي كردم بد نيست ضرر نميكنيد اگر سر بزنيد فقط بعدا تو اين ماه مبارك بنده رو تو دعاتون فراموش نكنيد.
پي‌نوشت: اين بلاگرولينگ پدر من رو در آورده كدش رو تو وبلاگم كپي ميكنم اما كار نميكنه! آيا فرياد رسي هست؟ ا

۶ نظر:

ناشناس گفت...

آقا رضای عزیز
اول اینکه بلاگ رولینگ فیلتره و به همین دلیل بالا نمی آد. و دوم اینکه اسم من سعید نیست برادر. شادکام باشی و برقرار

ناشناس گفت...

سلام. در باره ي کتاب راز داوينچي دو تا مطلب نوشتم که خوشحال ميشم بخونيد و نظرتون رو بفرماييد.

maryam گفت...

چوبکاری می فرمایید ها!

ناشناس گفت...

salam,khobid?ey agha tahdidate aMRICA KE MOHEM NIST ASLAN,ma mhkam sare jamoon hastim,hame in ashoftegy ham ke toye keshvar hast hamash zire sare englise,man motmaenam!aslan hame kara zire sare in ajnbai hast!ma bayad beheshon neshon bedim ba kia tarfan,che jori neshon bedim? hamin vaze mamlekatemoon ke har rooz behtar az diroozmishe moshte mohkami bar dahane in ajnabihast!

ناشناس گفت...

salam,khobid?ey agha tahdidate aMRICA KE MOHEM NIST ASLAN,ma mhkam sare jamoon hastim,hame in ashoftegy ham ke toye keshvar hast hamash zire sare englise,man motmaenam!aslan hame kara zire sare in ajnbai hast!ma bayad beheshon neshon bedim ba kia tarfan,che jori neshon bedim? hamin vaze mamlekatemoon ke har rooz behtar az diroozmishe moshte mohkami bar dahane in ajnabihast!

reza گفت...

از حميدرضاي عزيز عذر ميخوام كه اسمش رو به اشتباه سعيد نوشتم و از اين تذكرش ممنونم. راست ميگن به ما كه رسيد آسمون تپيد. منظورم سرويس بلاگرولينگه.