چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۴

نوروز مبارك

دلم به حال اونهايي مي‌سوزه كه الان تو ايران نيستند و نمي‌تونند تحولات و پيشرفت‌هاي شگفت‌انگيزي رو كه داخل كشور اتفاق مي‌افته ببينند. تو پست قبليم به يكي از اونها اشاره كردم. نمونه‌هاي مشابه هم زياد هست. مثلا شايد در جريان باشيد كه در مسابقات جهاني ژيمناستيك هنري كه همين اسفند در تهران برگذار شد، حراست تربيت بدني تمام خانمهاي حاضر در ورزشگاه رو خيلي محترمانه بيرون كرد. جالب اينجاست كه بيشتر اين خانمها مسوولين برگزار كننده مسابقات يا مترجم تيمهاي خارجي بودند. نمونه ديگر هم تجمع روز زن بود كه در پارك دانشجو برگذار شد و توسط نيروي انتظامي به خشونت كشيده شد. اما مي‌خوام يه ذره از فمينيسم بازي بيرون بيام و به مساله ديگه‌اي بپردازم (چقدر كلمات ديگه و بپردازم به هم ميان ها!). اونم دفن شهدا در دانشگاه‌هاست كه براي اولين بار در دانشگاه شهيد رجايي عملي شد اما بار دوم كه همين پريروز بود در دانشگاه شريف و با كلي جنجال. من براي شهدا احترام زيادي قائلم. به هر حال اون موقعي كه ما تو خونه‌مون نشسته بوديم، يه عده مشغول دفاع از كشور بودن و جونشون رو سر اين موضوع گذاشتند. مطمئن هستم كه اگر الان هم شرايط مشابهي پيش بياد، باز هم جوونها همين كار رو مي‌كنند. اما از چيزي كه به شدت متنفرم، دورويي و استفاده ابزاري، اونم به كثيفترين وجه از بهترين اسطوره‌هاي اين مملكته. آش شلم شوربايي درست شده كه وسط اون يه عده خودشونو مي‌ندازن وسط و استفاده مي‌برن. برنامه‌اي كه توسط "حاج سعيد حداديان" چيده بيشه معلومه چي از آب در‌مياد ديگه. جالب اينه كه خيلي از فرزندان شهدا هم نسبت به اين موضوع اعتراض كردند و اونو مايه وهن شهدا و روح شهادت دونستند. اخبار كامل اين ماجرا رو مي‌تونيد تو سايتها بخونيد. ا
چهارشنبه سوري هم با همه خوبي و بدي، سر و صدا، خاطره و هيجان، تلخي و شيرينيش تموم شد و رفت. كاري به اين ندارم كه چندتا چشم كور شد، چند تا دست قطع شد، چند تا خونه ريخت يا چند تا صورت سوخت. اينو نمي‌فهمم كه نيروي انتظامي كه اينهمه دم از پيشرفت در وجوه تكنولوژي و نيروي انساني ميزنه، نميتونه يه شادي خياباني ساده رو كنترل كنه. البته اين فقط به نيروي انتظامي برنميگرده. مسوولين فرهنگي اين مملكت هنوز براي چهارشنبه سوري تعريف واحدي ندارند. يه عده اونو مصداق كفر و شرك و آتش پرستي ميدونن. يه عده اونو سنتي ميدونن كه چون مربوط به قبل از اسلامه با خيلي از چيزاي ديگه مثل عيد نوروز و سيزده بدر بايد از بيخ و بن كنده بشه. عده كمتري ميگن كه نبايد چشمها رو روش بست ولي بايد محدودش كرد تا كم كم از سر مردم بيفته. عده بسيار كمتري هم معتقدند اگر بهش جهت داد و مردم رو براي برگذاري يه مراسم بي‌خطر توجيه كرد، مناسبه. عده بسيار بسيار كمتري هم معتقدند كه اين از رسوم ايرانيها و جزء هويت اونهاست. نميشه از بين برد يا جوري محدودش كرد كه هويت خودشو از دست بده. جالب اينجاست تعداد افراد معتقد به هر كدوم از اين ديدگاه‌ها در بين مردم دقيقا نسبت عكس با تعدادشون بين مسوولين داره. يعني ما واقعا تو يك كشور بعد از 27 سال نميتونيم شب عيد، يه كارنوال شادي همراه با آتش‌بازي راه بندازيم كه مردم هم يه ذره طعم شادي رو بچشند، هم احساس كنند كه به سنتها احترام گذاشته شده و هم مراسم كم خطر و كم هزينه‌اي برگذار بشه؟ببخشيد خيلي روده‌درازي كردم اما گفتني زياد بود. همين حالا هم عيدتون رو تبريك مي‌گم و اميدوارم سال نو براي همه سال خوب، بدون تحريم!! و پرباري باشه. راستي، حالا كه خوندي، نظرتو بده جاي دوري نميره. ا

۱ نظر:

ناشناس گفت...

خب حالاکه مطمئن شدم جای دوری نمیره بذار نظرم رو بدم ;(
اول اینکه با این اوضاع بهتره دلت به حال اونایی که تو ایرانن بسوزه جناب. دوماً‌اینکه چهارشنبه سوری خداییش خیلی فاجعه است دیگه. من که امسال تا ساعت شش بیرون بودم اونم چون کار داشتم با هزار ترس و لرز برگشتم خونه!! بعدم اینکه سال نو مبارک. سالی بدون تحریم البته.