تعطيلات خود را چگونه گذرانديد؟
بهتر است اولين پستم تو سال جديد رو با كلمه خوبي شروع كنم و چه كلمهاي بهتر از بهتر (صنعت ادبي رو داشتيد؟!) . خوب تعطيلات خوش گذشت؟ خودتون رو با آجيل و شيريني و ميوه و چيزهاي ديگه خفه كرديد يا نه؟ شايد هم ديگران اين كار رو براي شما انجام دادند. بگذريم، براي من كه بد نبود. مخصوصا قسمت دوم تعطيلات كه ديگه سفر نبودم و ميتونستم مثل بچه آدم شب ساعت 12 كپه بذارم، صبح هم ساعت 9-10 بيدار بشم. آخه جاتون خالي چهار روز اول عيد شمال بودم و هيچ شبي زودتر از 5/2 -3 نميخوابيدم. ولي در كل بد نبود. بعضي وقتها خيلي خوبه كه اوقات آدم بطور كامل به بطالت بگذره ها! اصلا شايد لازمه هر از چندگاهي مثل خر كار كردن (بلا نسبت شما) يه مدتي آدم كاملا زمان و وقتشو به باد فنا بده و هر قدر ميتونه بطالت كنه (بطالت كردن داريم تو فارسي؟ اگر نه، بايد به اسم من ثبت شه ها!). ولي جاتون خالي، شمال هوا باروني و سرد. دريغ از يه ذره آفتاب و گرما. اين وضع البته براي من كه دوست دارم لم بدم و تفريحات ناسالم بكنم، چندان هم ناخوشايند نبود. ولي به هر حال عشق پيادهروي ها و عشق دريا ها يه ذره ناراضي بودن كه اونم با " حالا بياين يه دست شلم بزنيم" يا "ماهواره يه فيلم توپ داره" كمي تا قسمتي راضي ميشدن. ولي امسال: اولا تصميم گرفتم يه خورده به كارام نظم بدم. آخه بلانسبت ديگه دارم مرد خانواده و از اين جور بدبختيا! ميشم (بابا مباركه به سلامتي. مرسي . كادوهاتون رو هم بدون هيچ چشمداشتي براي دعوت به مراسم برام با پست بفرستيد لطفا). من كه الان همه چيزم رو مادرم جمع و جور ميكنه و اگر يه ماه اتاقم رو مرتب نكنه يا خودم توش گم ميشم يا بوي سطل آشغالم محل رو برميداره خيلي بايد تلاش كنم كه زير بار زندگي مسوولانه فارغ نشم. البته پنجاه درصد قضيه حله. اونم اينه كه خودم ميدونم چه اعجوبهاي در ريخت و پاش و نامنظمي هستم! ميمونه پنجاه درصد ديگه كه اونم با مساعدتهاي عيال محترم و عزيز (فكر ميكنين اين پست رو ميخونه؟ آره؟ پس:) و بسيار زحمتكش و صبور و پرتحمل و داراي درك بالا و دونستن اينكه مردها عموما شلخته هستند و آخرش اين خودشونند كه بايد اين بخش از بار زندگي رو به دوش بكشند، حل ميشه. ولي حداقل تصميم گرفتم كه در كار خودم كمي منظم تر باشم، خروجي بيشتري داشته باشم (بي تربيتا منظورم از نظر علمي بود نه گوارشي) و سطح خودم رو بالاتر ببرم. اولين كارم در اين زمينه هم اين بوده كه ديگه تو محل كار قيد لباس اسپورت رو زدم و با كت و شلوار و خيلي مرتب و تميز و رييس وار! ميام سر كار. حالا اينكه لباس به نظم و ترتيب و بالا رفتن سطح چه ربطي داره چيزيه كه اگر خودتون به سلامتي بعد از 120 سال ادارهاي و پشت ميز نشين شديد ميفهميد و در دل فاتحهاي هم براي رفتگان من و احيانا خودم ميخونيد. ميخوام تو سال جديد يه سر و صورتي هم به وبلاگ بدم و از اين وضع بي حال و كم مراجع (ديگه خودمون ميدونيم كه چه خبره بابا!) درش بيارم. اولين فكرم هم اينه كه در سال جديد به قيد قرعه با بازديدكنندگان 1000 تا خودرو، ببخشيد خودكار بيك اصل فرد اعلا با رنگ دلخواه و در و ساچمه سر و ته بندي اهدا ميشه. من ديگه حجت رو تموم كردم. حالا ميخواي بيا، ميخواي نيا. خودكار از دستت رفته اگر نياي. در ضمن براي شركت در قرعهكشي بايد حتما براي حداقل 5 پست، نظر بدي. هر نظر براي هر پست 1 امتياز! ا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر