روده درازي
امروز به تلافي كم كاري روزايي كه سفر بودم ميخوام يه ذره بيشتر چيز بنويسم. اول اينكه چقد خوبه ما آدما (بيشتر منظورم به خودمه ها به خودتون نگيريد) يه خورده دست از تنبلي برداريم و به كارامون نظم بديم. مثلا خود من، با وجود اينكه نياز دروني به نوشتن واقعا بهم فشار مياره، اما تنبل بازي درميارم و هي به امروز و فردا ميندازم. نميدونم كتاب حروف مسعود بهنود رو خونديد يا نه. تو مقدمش به اين نكته اشاره ميكنه كه اگر كسايي كه حرفي تو دلشون يا فكري تو ذهنشون بوده ولي ثبتش نكردن اينكارو ميكردن چقدر دانش بشري امروزه جلو بود. البته جنبه مثبت قضيه هم اينه كه اگر كسايي كه اينكارو كردن مثل من آدماي تنبلي بودن اونوقت الان تمدن انساني چقدر عقب بود. پس بيايد دست از تنبل بازي برداريد آي آدمها!
مساله بعدي اين طوفان كاتريناست كه واقعا منطقه وسيعي رو خراب كرده و جون انسانهاي زيادي رو هم گرفته. اما از چيزي كه بيشتر از همه لجم ميگيره افاضات اين آقايونه كه وقت گير آوردن و مدام مشت محكم ميزنن تو دهن استكبار. آخه اگر يكي از همين دولتهاي خارجي در جريان زلزله بم شروع ميكرد به گير دادن درباره اينكه خاك بر سر دولتتون و چقدر بدبختيد و اصلا مديريت بحران نداريد، سريع سفير مربوطه رو به وزارت امور خارجه احضار نميكرديد و "مراتب اعتراض رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران نسبت به دخالت در امور داخلي كشور" رو بهش ابلاغ نميكرديد؟ در صورتي كه در جريان زلزله بم خيلي از كشوراي خارجي از جمله همين استكبار جهاني مردهشور برده خودمون كمك هاشون رو بدون هيچ چشمداشتي و انتقادي، اونم با هواپيماي ارتشي فرستادن. حتي با وجود اينكه تو فرودگاه موقع رفت و برگشت براشون هزار تا مشكل از مساله ورود و خروج تا نجس بودن سگهاي زندهياب! درست شد، بازم برگشتن و كمك كردن. حالا شما تا اين زمان براي اون بدبختاي مصيبت ديده كمكي كه نفرستاديد هيچ، فرصت رو براي عقده گشايي مناسب ديديد و هي ميتازيد. اينه رسم مسلموني و جبران محبت. من خودم به رفتار دولت آمريكا كه تو هر سوراخ دنيا سرباز داره اما نتونست اوضاع رو جمع و جور كنه اعتراض دارم. ميدونم نهادهاي غير دولتي ايران و اشخاص حقيقي هم همينطور. به خود آمريكاييها هم حق ميدم كه به اين موضوع اعتراض داشته باشند و حتي بوش رو استيضاح كنند. اما به حكومت ايران و نهادهاي وابسته و رسانه هاي عمومي حق نميدم كه اين موضوع رو كه يه بلاي طبيعي بوده و اتفاق افتادنش تقصير دولت نبوده تو بوق و كرنا بكنند. كدوم دولت خارجي (منظورم ونزوئلا و سوريه نيست ها) رو ديديد كه تو اين جريان به آمريكا بتوپه؟ راجع به اين موضوع بعدا بازم براتون مينويسم.
يه وبلاگ خوب هم امروز به لينكام اضافه كردم به نام مريم گلي كه متعلق به يكي از همكلاسيهاي دانشگاهه. راستش وقتي اين وبلاگا رو با اين مطالب پخته و نظرات خوب و طراحي زيبا ميبينم حسودي ميكنم اما از طرف ديگه من تازه شروع كردم و تا به اونا برسم راه زيادي بايد برم.يه مطلب ديگه كه خيلي من رو آزار ميده اينه كه احساس ميكنم چقدر داريم برتري هاي فرهنگي خودمون رو از دست ميديم. يه مثال براتون ميزنم. نسلهاي قبل از ما مثلا بچه هاي متولد سالهاي 1250 تا 1300 از بچگي با بوستان و گلستان و مثنوي بزرگ شدن. شعرهاي حافظ رو از بر ميكردن و با صداي قمر و بنان ميخوندن. بزرگتر كه ميشدن، آواز بيتل ها رو ميشنيدن و از دوران دبيرستان جوش سياست و مصدق رو ميزدن. نسل بعدي اما مدرسه هاي امروزي رو ميگذروند با اين تفاوت كه ميهن دوستي رو از آرش كمانگير ياد ميگرفت و آواز شجريان و قوامي و خوانساري اونو به عرش ميبرد. اما نسل امروزي كه البته ما هم با كمي تساهل عضوشون هستيم، چيزي از آرش نميدونه. البته آرش رو با "تيكه تيكه كردي دل منو" ميشناسه اما نه اون آرش اسطورهاي رو. از فرمان و وصيتنامه كوروش و داريوش و وسيع كردن اروند رود و احداث جاده شاهي چيزي نميدونه. حتي از مشروطه خواهي و قتل ملكالمتكلمين و صور اسرافيل و رشادتهاي ستارخان و باقرخان هم چيزي نميدونه. تنها چيزي كه از مشروطه بهش خوروندن اينه كه با دسايس روس و انگليس منحرف شد و شيخ فضلالله رو دار زدند. نسل امروز نميدونه دوران فضاي باز سياسي بعد از شهريور 1320 چي بود و چطوري با يك ترور ناموفق تموم شد. نميدونه مصدق چكار كرد، ابنكارات و اشتباهاتش چي بود و چه كسايي از پشت به اون و به يه ملت خنجر زدند. حتي درست نميدونه كيا انقلاب كردند و كيا گوشه نشستند و بعد بهرشو بردند. نسل امروز برخلاف خيلا كه فكر ميكنند خيلي باهوشتر و مطلع تر از نسلاي قبليه، به نظر من عقب نگه داشته شده است. نسل امروز نميدونه سر نسلاي قبلي چي اومد. براي همين تاريخمون تكرار ميشه. اينبار به صورت كمدي.
مساله بعدي اين طوفان كاتريناست كه واقعا منطقه وسيعي رو خراب كرده و جون انسانهاي زيادي رو هم گرفته. اما از چيزي كه بيشتر از همه لجم ميگيره افاضات اين آقايونه كه وقت گير آوردن و مدام مشت محكم ميزنن تو دهن استكبار. آخه اگر يكي از همين دولتهاي خارجي در جريان زلزله بم شروع ميكرد به گير دادن درباره اينكه خاك بر سر دولتتون و چقدر بدبختيد و اصلا مديريت بحران نداريد، سريع سفير مربوطه رو به وزارت امور خارجه احضار نميكرديد و "مراتب اعتراض رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران نسبت به دخالت در امور داخلي كشور" رو بهش ابلاغ نميكرديد؟ در صورتي كه در جريان زلزله بم خيلي از كشوراي خارجي از جمله همين استكبار جهاني مردهشور برده خودمون كمك هاشون رو بدون هيچ چشمداشتي و انتقادي، اونم با هواپيماي ارتشي فرستادن. حتي با وجود اينكه تو فرودگاه موقع رفت و برگشت براشون هزار تا مشكل از مساله ورود و خروج تا نجس بودن سگهاي زندهياب! درست شد، بازم برگشتن و كمك كردن. حالا شما تا اين زمان براي اون بدبختاي مصيبت ديده كمكي كه نفرستاديد هيچ، فرصت رو براي عقده گشايي مناسب ديديد و هي ميتازيد. اينه رسم مسلموني و جبران محبت. من خودم به رفتار دولت آمريكا كه تو هر سوراخ دنيا سرباز داره اما نتونست اوضاع رو جمع و جور كنه اعتراض دارم. ميدونم نهادهاي غير دولتي ايران و اشخاص حقيقي هم همينطور. به خود آمريكاييها هم حق ميدم كه به اين موضوع اعتراض داشته باشند و حتي بوش رو استيضاح كنند. اما به حكومت ايران و نهادهاي وابسته و رسانه هاي عمومي حق نميدم كه اين موضوع رو كه يه بلاي طبيعي بوده و اتفاق افتادنش تقصير دولت نبوده تو بوق و كرنا بكنند. كدوم دولت خارجي (منظورم ونزوئلا و سوريه نيست ها) رو ديديد كه تو اين جريان به آمريكا بتوپه؟ راجع به اين موضوع بعدا بازم براتون مينويسم.
يه وبلاگ خوب هم امروز به لينكام اضافه كردم به نام مريم گلي كه متعلق به يكي از همكلاسيهاي دانشگاهه. راستش وقتي اين وبلاگا رو با اين مطالب پخته و نظرات خوب و طراحي زيبا ميبينم حسودي ميكنم اما از طرف ديگه من تازه شروع كردم و تا به اونا برسم راه زيادي بايد برم.يه مطلب ديگه كه خيلي من رو آزار ميده اينه كه احساس ميكنم چقدر داريم برتري هاي فرهنگي خودمون رو از دست ميديم. يه مثال براتون ميزنم. نسلهاي قبل از ما مثلا بچه هاي متولد سالهاي 1250 تا 1300 از بچگي با بوستان و گلستان و مثنوي بزرگ شدن. شعرهاي حافظ رو از بر ميكردن و با صداي قمر و بنان ميخوندن. بزرگتر كه ميشدن، آواز بيتل ها رو ميشنيدن و از دوران دبيرستان جوش سياست و مصدق رو ميزدن. نسل بعدي اما مدرسه هاي امروزي رو ميگذروند با اين تفاوت كه ميهن دوستي رو از آرش كمانگير ياد ميگرفت و آواز شجريان و قوامي و خوانساري اونو به عرش ميبرد. اما نسل امروزي كه البته ما هم با كمي تساهل عضوشون هستيم، چيزي از آرش نميدونه. البته آرش رو با "تيكه تيكه كردي دل منو" ميشناسه اما نه اون آرش اسطورهاي رو. از فرمان و وصيتنامه كوروش و داريوش و وسيع كردن اروند رود و احداث جاده شاهي چيزي نميدونه. حتي از مشروطه خواهي و قتل ملكالمتكلمين و صور اسرافيل و رشادتهاي ستارخان و باقرخان هم چيزي نميدونه. تنها چيزي كه از مشروطه بهش خوروندن اينه كه با دسايس روس و انگليس منحرف شد و شيخ فضلالله رو دار زدند. نسل امروز نميدونه دوران فضاي باز سياسي بعد از شهريور 1320 چي بود و چطوري با يك ترور ناموفق تموم شد. نميدونه مصدق چكار كرد، ابنكارات و اشتباهاتش چي بود و چه كسايي از پشت به اون و به يه ملت خنجر زدند. حتي درست نميدونه كيا انقلاب كردند و كيا گوشه نشستند و بعد بهرشو بردند. نسل امروز برخلاف خيلا كه فكر ميكنند خيلي باهوشتر و مطلع تر از نسلاي قبليه، به نظر من عقب نگه داشته شده است. نسل امروز نميدونه سر نسلاي قبلي چي اومد. براي همين تاريخمون تكرار ميشه. اينبار به صورت كمدي.
۱ نظر:
This is a excellent blog. Keep it going. I'm sure you'd be interested in How to buy & sell everything, like photo printer on interest free credit; pay whenever you want.
ارسال یک نظر