بادبادكباز
ديشب كتاب بادبادكباز رو تموم كردم. خونديد؟ نخونديد؟ آب دستتونه زمين بذاريد و بريد اين كتاب رو بخريد و بخونيد. يكي از زيباترين كتابهاييه كه به عمرم خوندم. به نظرم، خالد حسيني (نويسنده) براي نوشتن كتاب از جونش مايه گذاشته. روابط بين افراد، درگيريهاي ذهني و عاطفي شخص اول، و جو جامعه افغانستان رو عالي توصيف ميكنه. شايد ده جاي كتاب بود كه واقعا اشكم سرازير شد. اون هم من گاگول! همون جور كه عشق و عاطفه و احساسات انساني رو خوب به تصوير كشيده، سبعيت، درنده خويي و جزمانديشي رو هم عالي نشون داده. من فقط از اين تعجب ميكنم كه اين كتاب چجوري تو ايران اجازه چاپ گرفته چون توش بعضي نكتهها هست كه كاملا ممكنه به تريج قباي آقايون كه محصول خود خداوند هستند (نه چين!) بربخوره. خلاصه، اگر اين كتاب رو نخونيد، از دستتون رفته. اگر هم خونديد، نظراتتون رو براي من هم بنويسيد. (نميدونم اين بلاگر باز چه مرگشه فونتم به هم ريخته! خيلي جالبه هر پوستم با يه فونته. اينم يه نوعشه ديگه، وقتي هر صد سال آدم يه پست مينويسه، نتيجهاش همينه ديگه. الان هم كه ميخوام پرانتز رو ببندم، ميدونم ميپره اول خط!براي همين مجبورم يه كاراكتر الكي آخر خط بذارم شما به روي خودتون نياريد ) ي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر