چهارشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۸۴

تحليل

قرار نبود تو اين بلاگ پست سياسي بنويسم اما يك چيزي كه خيلي ذهنم رو قلقلك مي‌دهد، مي‌خواهم با شما در ميان بگذارم. الان همه مردم از بقال و چقال و قصاب بگير تا استاد دانشگاه و دكتر و مهندس به نحوي با قضيه فناوري هسته‌اي ارتباط برقرار كردند. موضوع اين است كه اروپا طرح غني سازي اورانيوم در خاك روسيه را مطرح كرد. اين پيشنهاد به مذاق روسها هم خوش آمد چون به اين روش هم امكان چاپيدن بيشتر ايران و هم داشتن گلوگاه توليد مواد اوليه انرژي هسته‌اي در دستشان بود. بنابراين حسابي حال كردند و از طرفي اروپا هم ديد كه با اين پيشنهاد هم مي‌تواند مقدار مقاومت طرف ايراني را محك بزند، هم اگر ايران اين پيشنهاد را قبول كند خيالش از غني سازي در ايران و تبعات بعدي آن راحت مي‌شود و هم هر وقت بخواهد، با تعامل با روسيه مي‌تواند جلوي ارسال اين مواد به ايران را بگيرد. از طرف ديگر اگر ايران اين پيشنهاد را رد كند، هم روسيه وارد تيم غرب مي‌شود و هم مي‌تواند ادعا كند كه ما همه تلاش خودمان را كرديم و به اين ترتيب افكار عمومي جهان را هدايت كند. ا
اما چيزي كه در محاسبات اروپاييها از قلم افتاده بود، زرنگي و به تعبير من "مارمولك" بودن اين طرف است. ايران به تازگي پيشنهاد جديدي مطرح كرده است: اگر ميخواهيد ما غني‌سازي نكنيم، بايد چين هم در طرح روسيه مشاركت كند! بابا ايوالله! با اين پيشنهاد اولا توپ مجددا در زمين غرب مي‌افتد و زمان، كه از نظر طرف ايراني پربها ترين عامل است، خريده مي‌شود، ثانيا چين هم كه نصيبي از اين سفره مي‌برد وارد اردوي ايران مي‌شود، ثالثا احتمال سوءاستفاده روسيه به عنوان تنها منبع تامين كننده مواد اوليه كم مي‌شود، رابعا ايران مي‌تواند ادعا كند كه ما هم پيشنهاد سازنده داديم و اين اروپاييها هستند كه لجبازي مي‌كنند. خامسا اگر اين پيشنهاد پذيرفته شود، تا زماني كه نحوه تعامل طرفين (ايران – روسيه – چين) مشخص و جزييات آن تدوين شود، ايران مي‌تواند خيلي كارها بكند! حالا باز هم بگوييد اين طرفيها گاگول هستند و چيزي سرشان نمي‌شود. ا

هیچ نظری موجود نیست: